محیط شناسی روابط فرهنگی

چه کسی جانشین "مرد خدا" در عراق خواهد شد؟

پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۱/۱۶
نویسنده: سامانه مشرف

هنگامی که نماینده جورج بوش در عراق پل برمر در ژوئن 2003 اعلام کرد قصد دارد کمیته ای را برای تهیه قانون اساسی جدید برای عراق تشکیل دهد، آیت الله سیستانی پیغام توبیخ آمیزی را در قالب یک فتوی صادر کرد مبنی بر این که قانون اساسی باید نشأت گرفته…

هنگامی که نماینده جورج بوش در عراق پل برمر در ژوئن 2003 اعلام کرد قصد دارد کمیته ای را برای تهیه قانون اساسی جدید برای عراق تشکیل دهد، آیت الله سیستانی پیغام توبیخ آمیزی را در قالب یک فتوی صادر کرد مبنی بر این که قانون اساسی باید نشأت گرفته از اراده ملت عراق باشد و در این خصوص به طور ضمنی به کتاب ژان ژاک روسو "قرارداد اجتماعی" استناد و اصرار کرد مجلس مؤسسان منتخب تشکیل گردد و این مجلس مسئولیت تهیه قانون اساسی را برعهده گیرد و سپس این قانون به همه پرسی عمومی گذاشته شود.

در آن هنگام گفته می شد، برمر شناختی از آیت الله سیستانی نداشته است و با حالتی تمسخر آمیز گفت "آیا نمی توانیم فتوای متفاوتی از آیتی دیگر از آیات الله به دست آوریم؟" پرسش برمر در سلسله مراتب شیعیان مانند این بود که کسی خواستار حصول فرمانی از پاپی دیگر در واتیکان باشد!

این در حالی بود که راهبرد جورج بوش برای تغییر نظام سیاسی در عراق به شکل غلط در حال پیش رفتن بود اما هنگامی که آیت الله سیستانی حکمتی کم نظیر را درخصوص امکان زوال دیر یا زود اشغالگری آمریکا و در نهایت به ارث رسیدن حاکمیت عراق به شیعیان از خود نشان داد، آمریکا توانست درخصوص عراق پس از نظام بعث نفس راحتی بکشد.

رشد جایگاه و شهرت آیت الله سیستانی

پس از آن که در سال 1961 آیت الله سیستانی درجه اجتهاد خود را از استادانش آیت الله خویی و آیت الله حلی گرفت، به مشهد سفر کرد اما پس از 6 ماه دوباره به نجف اشرف بازگشت تا به امروز در آن اقامت داشته باشد و پس از آن استاد درس خارج حوزه علمیه شد و در ابتدای دهه هفتاد به عنوان یکی از نسل جدید نخبگان اجتهاد و یکی از بهترین شاگردان آیت الله خویی بروز کرد و در دهه هشتاد میلادی درس آیت الله سیستانی گسترش پیدا کرد و شامل علم رجال گردید. اما وی از نظر شهرت عمومی همچنان ناشناخته بود و فقط نخبگان حوزه علمیه او را می شناختند.

در سال 1986 اطرافیان آیت الله خویی شروع به آماده سازی ایشان به عنوان مرجع تقلید آینده -خصوصا پس از وفات ناگهانی آیت الله تبریزی- کرد و این در حالی بود که در آن زمان در نجف حداقل 10 مجتهد از مکتب آیت الله خویی وجود داشتند که از طریق انتشار پژوهش هایی شایستگی خود را به عنوان مراجع تقلید احتمالی ثابت کرده بودند. به دلیل تواضع آیت الله سیستانی و تمایل وی به دور بودن از توجه ها و از سویی دیگر داشتن مهارت های علمی توسط ایشان، آیت الله خویی و مشاوران نزدیک به وی از آیت الله سیستانی خواستند مسئولیت های بیشتری را برعهده گیرد و در دسامبر 1988 هنگامی که آیت الله خویی بیمار شد و آیت الله سیستانی به دیدار وی رفت، او از آیت الله سیستانی خواست امام جماعت در مسجد الخضراء نجف باشد که آیت الله خویی در آن جا تدریس می کرد و امام جماعت بود. این اقدام دارای تأثیر بسیاری بود و نزد روحانیون و عموم مردم مشهور شد که وی جانشین منتخب آیت الله خویی خواهد بود.

همچنین شخصیت های بزرگی در نجف از جمله آیت الله سید علی بهشتی از دوستان نزدیک آیت الله خویی هم وی را به عنوان مرجع تقلید معرفی کردند و بیت آیت الله خویی هم شروع به ارجاع استفتاءات به آیت الله سیستانی کرد و وی هم مسئولیت جایگاه تدریس آیت الله خویی درمسجد الخضراء را برعهده گرفت. اما دو عامل هم باعث شدند مرجعیت آیت الله سیستانی به کشورهای دیگر هم گسترش یاید؛ به رغم این که وی معاصر با حداقل 20 مرجع تقلید شیعه دیگر بود:

1-تلاش های مؤثر داماد و نماینده وی آقای شهرستانی که در قم اقامت دارد و در خاورمیانه و سپس در سطح دنیا دفاتری را وابسته به آیت الله سیستانی باز کرد و کارها و شبکه نمایندگان شرعی وی را سامان بخشید.

2-وفات برخی از مراجع دیگر از نسل آیت الله خویی که باعث شد میلیون ها نفر مقلد آیت الله سیستانی شوند و برای نمونه در نجف با فوت آیت الله سبزواری که 20 سال از آیت الله سیستانی بزرگتر و هم شاگردی آیت الله خویی بود، آیت الله سیستانی از نظر جایگاه علمی در نجف در وضعیتی بلامنازع قرار گرفت یا در قم با فوت آیت الله گلپایگانی یا آیت الله اراکی بسیاری از مقلدان ایشان به سوی آیت الله سیستانی انتقال یافتند.

آیت الله سیستانی چگونه عراق را نجات داد؟

در نوامبر 2003 حکومت ائتلاف موقت عراق که منصوب آمریکا بود در برابر اپوزیسیون عراق در حال فروپاشی بود و به همین جهت برمر اعلام کرد با نظارت دولت آمریکا انتخاباتی را برگزار خواهد کرد که بر پایه نمایندگان است و در این راستا برمر تلاش می کرد نخبگان محدودی را تعیین کرده و از دل آن رئیس جمهوری در آید. اما در برابر آن آیت الله خواست تظاهرات پر شوری برای مطالبه انتخابات دموکراتیک برپا شود که هر شهروند در آن رأی دهد کما این که خواست سازمان ملل بر روی این انتخابات نظارت داشته باشد؛ پس از آن هزاران نفر در بغداد و بصره به خیابان ها آمدند و در نتیجه بوش و برمر از تصمیم خود عقب کشیدند.

در آوریل 2004 برمر تلاش کرد مقتدی صدر را دستگیر کند و در نتیجه آن درگیری های گسترده ای رخ داد و نیروهای جیش المهدی بر تعدادی از کلانتری ها و پایگاه های نظامی وابسته به ائتلاف در جنوب کشور تسلط یافتند و این درگیری ها در نهایت با ورود آیت الله سیستانی به پایان رسید. هنگامی که وی برای درمان به لندن سفر کرد، برخی ها از این فرصت استفاده کرده و از ارتش آمریکا خواستند جیش المهدی را نابود کند و در نتیجه آن بار دیگر درگیری هایی در شهر نجف رخ داد و نزدیک بود آمریکایی ها ضریح امام علی (ع) را بمباران کنند زیرا مقتدی صدر به آن جا پناه برده بود و در این هنگام آیت الله سیستانی از لندن به کویت بازگشته و از آن جا زمینی خود را به عراق رساند و از تمام شیعیان خواست پیاده به نجف بروند و به رغم درگیری های در جریان در آن شهر این امر رخ داد و کوچه و خیابان های شهر از مردم پر شد و دو طرف درگیری از ترس کشته شدن غیرنظامیان درگیری ها را متوقف کردند و این امر باعث عدم تعرض به حرم امام علی و عدم انتفاضه شیعی علیه آمریکایی ها شد.

در انتخابات عراق با نظارت سازمان ملل هم آیت الله سیستانی اصرار داشت احزاب شیعی با یک لیست انتخاباتی شرکت کنند و این لیست انتخاباتی هم 50% از آرای ممکن را به دست آورد و توانست دولت را تشکیل دهد و پارلمان هم تبدیل به مجلس مؤسسانی شد که قانون اساسی با تأثیرگذاری شیعی را تهیه کرد. در سال 2014 هم هنگامی که داعش بر شمال و غرب عراق مسلط شد و نجف و بغداد و کربلا در تیر رس آن قرار گرفتند، آیت الله سیستانی فتوای حمل سلاح و جنگ در برابر داعش را صادر کرد و بسیاری از شیعیان عراق این فتوی را به عنوان دعوت به سوی تشکیل گروه های نظامی شیعی (در کنار گروه های نظامی اهل سنت موجود) تفسیر کردند و پس از آن الحشدالشعبی تشکیل شد.

با این حال کارنامه مرجعیت عراق خالی از مواضع جنجال برانگیز هم نیست و بر 3 موضع متمرکز بوده اند:

1-تضمین برتری اسلام سیاسی شیعی در لحظات مهم توسط وی به باور سیاستمداران اهل سنت و کرد و سکولار در عراق.

2-هژمونی وی بر مرجعیت شیعی و تسلط بر عتبات عالیات که باعث به حاشیه راندن بقیه مراجع در عراق شده است.

3-واگذاری برخی از اموری که معمولا در گذشته مراجع تقلید خود انجام می دادند، به شخصیت های دیگر که در این خصوص می توان به امامت جماعت و جمعه و بازدیدها و قرائت خطبه ها و سخنرانی ها در مناسبت های مهم اشاره کرد.

آینده مرجعیت نجف پس از آیت الله سیستانی

به نظر می رسد جانشین آیت الله سیستانی از حوزه علمیه نجف در عراق باشد و نه ایران زیرا این حوزه پس از سال 2003 با بازگشت استادان و نخبگانش دوباره احیا شده است و به همین علت مرجعیت در نجف باقی خواهد ماند حتی اگر شهر قم در ایران در تعداد مراجع تقلید بیشتر باشد. البته در این خصوص دلایل دیگری هم وجود دارد و برای نمونه در طول تاریخ نجف مقر اصلی نهاد مرجعیت شیعیان بوده است و حوزه نجف امروزه در بهترین شرایط خود می باشد زیرا تعداد طلبه های آن به 20 هزار طلبه و تعداد مجتهدین آن به 1000 مجتهد می رسد که حداقل 70 نفر از آنان در حال تدریس در بالاترین سطح درس حوزوی یعنی درس خارج می باشند و این به غیر از موضوع تسلط بر عتبات و سازمان اوقاف شیعی در عراق است که این حوزه را قدرتمندتر خواهد کرد.

اما همزمان مرجعیت نجف نیازمند بهسازی است و نسل پیش رو از مراجع آن باید بازخورد و ارتباط بیشتری با مردم داشته باشد؛ خصوصا که خشم در جامعه سیاسی عراق از اسلامگرایان بالاست و اگر مرجعیت بخواهد جایگاه خود را در دوره ما بعد آیت الله سیستانی حفظ کند باید ابزارهای بروزتری از نظر ارتباط گیری با پیروان خود داشته باشد و همزمان فاصله ای میان خود و سیاست را حفظ کند و در عین حال به طور مثبت در جامعه سهیم شود. در هر حال آینده هر چه باشد، نقش آیت الله سیستانی به عنوان مرجع بی نظیر خواهد بود و بسیار سخت است تصور کرد کسی به جای ایشان در آینده نزدیک بتواند چنین نقشی را ایفا کند.

چه کسی جانشین مرد خدا در عراق می شود؟

تا بدین لحظه گزینه مشخصی برای جانشینی آیت الله سیستانی وجود ندارد و ممکن است این موضوع بستگی به زمان وفات ایشان و مراجع بزرگ باقی مانده هم باشد. اما قطعا علمای بزرگ نجف که در حال تدریس درس خارج و دارای شاگردان بسیاری باشند و دارای تأثیر بالایی میان مقلدان و طلبه ها هستند، مرجع بعدی را انتخاب خواهند کرد و این قشر همان هایی هستند که به آیت الله سیستانی برای رسیدن به این جایگاه پس از آیت الله خویی کمک کردند و به خود آیت الله خویی پس از وفات آیت الله حکیم کمک نمودند. از مهم ترین رهبران این قشر هم فرزند آیت الله سیستانی سید محمدرضا سیستانی است که مانند سید یوسف حکیم که بیت آیت الله حکیم را اداره می نمود و مردم را به تقلید از آیت الله خویی هدایت کرد و نیز مانند سید محمدتقی خویی در هدایت مقلدان وی به تقلید از آیت الله سیستانی، بیت آیت الله سیستانی را اداره می کند و ممکن است از جایگاه فعلی خود به صورت غیرمستتقیم برای مشخص کردن جانشین پدرش استفاده کند تا مانند قبل هم مرجعیت به صورت هبه یا وراثت نباشد.

بر اساس جایگاه علمی می توان فقیهان ما بعد آیت الله سیستانی را به 3 طبقه تقسیم کرد:

1-طبقه اول شامل فقیهان بزرگ از نسل آیت الله سیستانی است مانند آیت الله اسحاق فیاض و آیت الله بشیر النجفی.

2-طبقه دوم شامل فقیهانی مانند آیت الله باقر ایروانی، آیت الله حسن جواهری و آیت الله سید محمد باقر الحکیم است.

3-طبقه سوم شامل همین نوع فقیهان مانند سید محمدرضا سیستانی، سید ریاض حکیم و علی سبزواری است.

اما ناظران اسامی مانند آیت الله ایروانی و آیت الله حسن جواهری از طبقه دوم را دارای بیشترین شانس برای جانشینی آیت الله سیستانی می دانند و به طور مشخص آیت الله ایروانی شانس بالاتری دارد. و وی دارای 72 سال است و 30 سال است که به تدریس درس خارج مشغول است و دارای شبکه گسترده ای از طلبه ها از کشورهای متعدد مانند عراق، ایران، افغانستان، پاکستان، عربستان و بحرین است و از مهم ترین استادان وی آیت الله خویی و آیت الله محمد باقر الحکیم و آیت الله سیستانی بوده اند. او دارای ملیتی عراقی است و در قم هم تحصیل کرده است و اصالت خانواده اش به ارمنستان باز می گردد و 100 سال پیش به عراق مهاجرت کرده اند. با این حال نمی توان به طور قطعی در این خصوص پیش بینی داشت و ممکن است در آینده شاهد چند مرجعی هم باشیم زیرا مراجعی مانند آیت الله بشیر النجفی دارای مقلدان بسیاری در پاکستان و آیت الله اسحاق فیاض هم دارای مقلدان بسیاری در افغانستان می باشند.

تهران، خیابان انقلاب اسلامی، چهار راه ولیعصر(عج)

تماس: ۹۳۵۳۲۷۲۷۶۳
محورهای موضوعی
محیط شناسی روابط فرهنگی