محیط شناسی روابط فرهنگی

چرا جهان بزرگترین معجزه اقتصادی تاریخ را از دست خواهد داد؟/2

سه شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۹

اخیراً، اقتصاددانان برجسته نیز ادعا کرده‌اند که بیش از حد جهانی شدن، در واقع، حتی برای کشور‌های در حال توسعه، به اندازه کافی سودمند یا سودمند نبوده است. آنگوس دیتون انکار کرده که تجارت بین‌المللی به رشد یا کاهش فقر در کشور‌های در حال توسعه کمک کرده است. نسخه ظریف‌تر…

اخیراً، اقتصاددانان برجسته نیز ادعا کرده‌اند که بیش از حد جهانی شدن، در واقع، حتی برای کشور‌های در حال توسعه، به اندازه کافی سودمند یا سودمند نبوده است. آنگوس دیتون انکار کرده که تجارت بین‌المللی به رشد یا کاهش فقر در کشور‌های در حال توسعه کمک کرده است. نسخه ظریف‌تر این ادعا می‌پذیرد که افزایش رشد تجاری در چین به طور کامل به کارگران چینی سود نمی‌رساند. به عنوان مثال، دارون آسیموگلو استدلال کرده است که چین تنها به لطف نهاد‌های سرکوبگر و حقوق محدود کار، مزیت رقابتی به دست آورده است. مایکل پتیس یک قدم جلوتر رفته است و استدلال می‌کند که تجارت بر اساس سیاست‌های چین برای سرکوب دستمزد، وضعیت همه را،کارگران خارج و داخل چین، بدتر می‌کند.

با این حال، ادعای ما در اینجا بسیار متواضع‌تر است. این تجارت، خود به جای اصلاحات تجاری، به موتور رشد و کاهش فقر در دهه ۱۹۹۰ و دهه اول این قرن تبدیل شد. این افزایش در تجارت همیشه از طریق پذیرش غیر انتقادی از عقیده نئولیبرال به دست نمی‌آمد. برخی از صادرکنندگان موفق به مداخله دولت متکی بودند و موانع تعرفه استراتژیک را حفظ کردند اما کشور‌های در حال توسعه بسیاری از سیاست‌های حمایت‌گرایانه خود را رد کردند و کشور‌های غربی به نوبه خود بازار‌های خود را باز نگه داشتند تا به کشور‌های در حال توسعه اجازه دهند از فرصت‌های صادراتی استفاده کنند. بر اساس گزارش بانک جهانی، تعداد افرادی که در فقر شدید در سراسر جهان زندگی می‌کنند از حدود ۲ میلیارد نفر در سال ۱۹۸۹ به حدود ۱. ۳ میلیارد نفر در سال ۲۰۰۸ کاهش یافته است. در همان دوره، هند نسبت جمعیت خود را که در فقر زندگی می‌کنند از حدود نیمی به یک سوم و چین را از دو سوم به کمتر از یک پنجم کاهش داد.

انتقاد از اینکه مزایای هیپرگلوبالیزه شدن به کارگران هم نمی‌رسد، کم است. در آغاز دوره هیپرگلوبالیزه شدن، متوسط دستمزد چینی‌ها در بخش تولید تنها یک پنی در ساعت بود.در سال ۲۰۲۰، آن‌ها از ۵ دلار در ساعت فراتر رفته بودند. شکی نیست که چین حقوق کار را سرکوب کرده و سرمایه را بر کار در بسیاری از حوزه‌های سیاست ترجیح داده است اما با رشد چین، متوسط دستمزد تولید آن عمدتاً نسبت به تولید ناخالص داخلی سرانه آن بالاتر از دستمزد سایر اقتصاد‌های شرق آسیا که به سرعت در حال رشد هستند مانند ژاپن و کره جنوبی باقی مانده است. در چین، کارگران بیشترین افزایش چشمگیر و سریع در قدرت درآمد خود را در تاریخ داشته‌اند.

نقش تجارت در کشور‌های در حال توسعه پس از بحران مالی جهانی کاهش یافت. پس از چهار دهه افزایش مداوم، در سال ۲۰۰۸، تجارت کشور‌های در حال توسعه به عنوان سهم از تولید ناخالص داخلی آن‌ها شروع به کاهش کرد و حتی قبل از همه‌گیری کووید-۱۹، از دهه ۱۹۹۰ به پایین‌ترین سطح خود رسیده بود. در زمان شی جین پینگ، چین بخش خصوصی را خنثی کرد و کارآفرینی را خنثی کرد. در زمان نارندا مودی، هند سیاست‌های حمایت‌گرایانه را تقویت کرد و یک اجماع داخلی ۳۰ ساله را به نفع تجارت آزاد رد کرد. بر اساس داده‌های Global Trade Alert، به طور متوسط، کشور‌های در حال توسعه بین سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۲۳، ۱۰۱ اقدام تعرفه جدید در مقایسه با ۸۹ کشور ثروتمند در سال اعمال کرده‌اند.

شواهد واقعی وجود دارد که احساسات اقتصادی از غرب به کشور‌های در حال توسعه نفوذ می‌کند. اولیویه بلانچارد و دیگران استدلال کرده‌اند که در دوران هیپرگلوبالیزه شدن، اقتصاد‌های پیشرفته فضای مالی بیشتری برای تأمین مالی اقدامات محرک اقتصادی کلان نسبت به آنچه که به دلیل نرخ بهره پایین به چشم می‌خورد، داشتند. کشور‌های در حال توسعه فکر می‌کردند که از همان راه آزادی برخوردار هستند و برخی از آن‌ها به وام‌های غیرقابل تحمل پرداختند. به همین ترتیب، در این دوره، اجماع در میان اقتصاددانان کلان در حال رشد بود که وام گرفتن به همان اندازه که قبلاً تصور می‌شد مضر نیست، به شرطی که کشور‌ها بتوانند این کار را با ارز‌های خود انجام دهند. بی‌ثباتی مالی و بحران‌ها در آرژانتین، پاکستان، سریلانکا و ترکیه و همچنین در سایر کشور‌های آفریقای جنوب صحرایی، تا حدی ناشی از پیوند سیاست‌های کلان اقتصادی جهان ثروتمند به زمینه‌هایی بود که در آن آن‌ها منطقی نبودند.

برای کشور‌های در حال توسعه، بیش از حد جهانی شدن بدون شک نقش مهمی در رنسانس اقتصادی پس از جنگ سرد آن‌ها ایفا کرد. جایگزین برای بیش از حد جهانی شدن ممکن است بدتر باشد.

هیچ تعرفه یا اختلاف تجاری واحد نمی‌تواند آینده اقتصادی اقتصاد‌های در حال توسعه امروز را تعیین کند. اما چشم‌انداز استراتژیک گسترده مهم است. نخبگان اقتصادی و سیاسی باید تصمیم بگیرند که آیا یک جهان یکپارچه‌تر و جهانی شده هنوز یک هدف متوسط است که ارزش دنبال کردن دارد یا اینکه آیا سودمندی جهانی شدن از بین رفته است. معماران آینده اقتصادی جهان باید یک لحظه از تمرکز بیش از حد خود بر رقابت قدرت بزرگ برای نگاه کردن به چیز‌ها از دیدگاه کشور‌های در حال توسعه استفاده کنند. ماهیت خیره‌کننده همگرایی، عظمت آنچه از دست رفته را روشن می‌کند: کشور‌های در حال توسعه، به عنوان یک گروه، از یک الگوی توسعه ۵۰۰ ساله جدا شدند. سپس، برای چند دهه کوتاه، این روند تاریخی دستگیر شد. نابرابری جهانی کاهش یافت و عواقب آن برای رفاه انسانی بسیار زیاد بود.

تهران، خیابان انقلاب اسلامی، چهار راه ولیعصر(عج)

تماس: ۹۳۵۳۲۷۲۷۶۳
محورهای موضوعی
محیط شناسی روابط فرهنگی