محیط شناسی روابط فرهنگی

فرصت ها و چالش های حکومت عشایر محلی بر غزه

سه شنبه ۱۴۰۳/۰۲/۱۸
نویسنده:

در مدت اخیر سخن از حکومت عشایر محلی بر غزه به عنوان یکی از سناریوهای "روز پس از جنگ" رو به افزایش می باشد. بر این اساس چنین حکومتی در قالب "یک حکومت تکنوکرات" متشکل از عشایر محلی در غزه و کرانه باختری در چارچوب یک مرحله انتقالی می باشد…

در مدت اخیر سخن از حکومت عشایر محلی بر غزه به عنوان یکی از سناریوهای "روز پس از جنگ" رو به افزایش می باشد. بر این اساس چنین حکومتی در قالب "یک حکومت تکنوکرات" متشکل از عشایر محلی در غزه و کرانه باختری در چارچوب یک مرحله انتقالی می باشد که منجر به تصدی حکومت غزه توسط تشکیلات خودگردان فلسطین پس از اصلاح آن شود. پیش از این تل آویو با این طرح -خصوصا بخش مرتبط با بازگشت تشکیلات خودگردان به حکومت بر غزه- مخالف بود و چندین بار بنیامین نتانیاهو مخالفت خود با آن را اعلام کرد. اما با مذاکرات پی در پی بر سر توقف جنگ در این زمینه تل آویو اندکی نرمش از خود نشان داد؛ هرچند این نرمش شامل فقط حکومت عشایر می شود و این سناریو بازگشت تشکیلات خودگردان را در بر نمی گیرد.

شاخصه های موضع رژیم صهیونیستی درخصوص روز پس از جنگ

به طور خلاصه می توان این شاخصه ها را چنین بیان کرد:

1-تکمیل اقدامات نظامی در غزه: هدف دولت رژیم صهیونیستی تکمیل بقیه اقدامات نظامی تا رفح است و این هدف بر موضع نتانیاهو در مذاکرات بازتاب یافت و به همین خاطر این رژیم با هرگونه آتش بس دائمی مخالف می باشد. در مقابل واشنگتن بر تل آویو درخصوص پذیرش تصوری اولیه برای ساختار حکومت غزه پس از جنگ فشار می آورد و از نظر آمریکا این امر برای مشروعیت بخشی به تکمیل اقدامات نظامی در غزه مفید می باشد. از همین رو بلینکن در اظهاراتی تأکید کرده بود "رژیم صهیونیستی اگر بر یورش به رفح اصرار ورزد و طرحی برای روز پس از جنگ نداشته باشد، سال ها در غزه بلاتکلیف خواهند ماند".

2-نگرانی های امنیتی و معادله ترمیم بازدارندگی: رژیم صهیونیستی تلاش دارد در سایه فشار اقتصادی ناشی از آوارگی 120 هزار نفر از شهرک نشینانش از اطراف غزه و شمال مناطق اشغالی آنان را بازگردانده و معادله بازدارندگی را ترمیم بخشد. بر همین اساس موضع مقامات این رژیم درباره بازگشت فلسطینیان پس از جنگ به مناطق شمال غزه و هم مرز با شهرک های اطراف آن بدون انعطاف می باشد. همچنین این رژیم تلاش می کند این مناطق را از فرآیند بازسازی مستثنی کند و هدف از این کار تبدیل این مناطق به مناطق حائلی برای تضمین هژمونی امنیتی این رژیم و برای ترمیم "بازدارندگی روانی" در چارچوب راهبردی است که موشه یعلون وزیر دفاع و رئیس اسبق ستاد کل نیروهای مسلح این رژیم آن را طراحی کرده بود و بر اساس آن مناطق فلسطینیان ویران باقی بماند تا از این طریق ایجاد وحشت شده و در حافظه نسل های بعدی به عنوان انگیزه ای برای فشار و خشم از جنبش های مقاومت به عنوان عاملان این خرابی باشد.

3-رهایی از تعهدات قانونی در قبال غزه: تل آویو در مرحله پس از جنگ تمایلی ندارد خود را درگیر تعهدات مدنی در قبال ساکنان نوار غزه کند اما همزمان هم نمی خواهد تشکیلات خودگردان به حکومت بازگردد تا از سناریوی 2007 و کنار رفتن این تشکیلات از قدرت به وسیله گروه های مقاومت در غزه جلوگیری شود و به همین خاطر تلاش دارد تا این تشکیلات را در نظر غربی ها ناکام در اداره کرانه باختری جلوه دهد تا از بازگشت آن به غزه جلوگیری کند.

4-معادلات سیاست داخلی و ائتلاف حاکم بر دولت رژیم صهیونیستی: بخشی از علل این موضع درخصوص بازگشت تشکیلات خودگردان برای جلب رضایت راست افراطی است که با نتانیاهو در تشکیل دولت ائتلاف دارد. همچنین نتانیاهو از طریق این موضع و ادامه جنگ در غزه تلاش می کند مدت فعلی دولتش بیش از پیش ادامه یابد و به همین دلیل از احتمال ادامه نبرد تا سال 2025 سخن می گوید.

5-استمرار دودستگی فلسطینیان در مدیریت نزاع: روش صهیونیست ها -خصوصا جناح های مختلف راستگرایان - بر این اساس است که وضعیت دودستگی فلسطینیان را تا جای ممکن تلاش کنند تا ادامه یابد تا از این طریق روند راه حل دو کشور پیچیده شده و امکان برپایی کشور فلسطین بعید به نظر رسد.

6-اثر صلح منطقه ای به عنوان عامل انگیزشی برای تل آویو: واشنگتن سعی دارد تا حمایت مالی و سیاسی شرکای منطقه ای خود را برای سناریوی حمایت مالی از غزه پس از جنگ به دست آورد و در مقابل رژیم صهیونیستی به راه حل دو دولت راضی شود. در همین راستا آمریکا به رژیم صهیونیستی پیشنهاد داد با عربستان عادی سازی روابط داشته باشد و عربستان در کنار بقیه شرکای منطقه ای از غزه پس از جنگ پشتیبانی مالی کنند و در مقابل این رژیم با برپایی کشور فلسطین در غزه و کرانه باختری موافقت کند؛ موضوعی که با مخالفت تل آویو رو به رو شده است.

امکان موفقیت یا شکست سناریوی حکومت عشایر محلی

امکان پیاده سازی این شیوه از حکومت بسته به عواملی امکان پذیر است که عبارت اند از:

1-حساب و کتاب های رژیم صهیونیستی: از نظر دولت رژیم صهیونیستی چنین سناریویی راه حل میانه است زیرا باعث کاهش فشار بر روی آن از سوی شرکای منطقه ای و بین المللی می شود و به آن اجازه تکمیل طرح حمله خود به رفح را می دهد و از سویی دیگر این سناریو مورد قبول راست افراطی است که مخالف بازگشت تشکیلات خودگردان و خواهان دودستگی میان کرانه باختری و غزه است.

2-حمایت واشنگتن و فراهم کردن حمایت منطقه ای: آمریکا تلاش دارد از طریق چنین سناریویی به جنگ در غزه پایان دهد تا بیش از این وجهه اش از نظر منطقه ای به دلیل حمایت مطلق از رژیم صهیونیستی مخدوش نگردد.

3-شرایط معیشتی فاجعه بار فلسطینیان غزه: به نظر می رسد واشنگتن و تل آویو به تأثیر شرایط سخت معیشتی در غزه برای حمایت از حکومت عشایر محلی امید دارند تا از طریق چنین حکومتی کمک های بشردوستانه به مردم برسد و مقابله از سوی هواداران گروه های مقاومت بی اثر گردد.

عواملی هم وجود دارد که باعث امکان شکست این طرح می شود که عبارت اند از:

1-تجربه منفی در تعامل با عشایر محلی: تجربه تل آویو در روی آوردن به حکومت عشایر محلی در غزه از طریق "شورای کدخدایان" و در کرانه باختری از طریق "انجمن های روستایی" به عنوان جایگزین های سازمان آزادی بخش فلسطین، منفی بوده است. در غزه و پس از سال 1967 رژیم صهیونیستی به عشایر محلی مانند عشیره های "الحلیس" و "الشوا" روی آورد و حتی از عشیره دوم در سال 1971 فرماندار غزه را انتخاب کرد. هدف از این کار کاهش بار اداره امور مدنی از طریق این عشایر بود و همگی آنان با مقامات صهیونیست در ارتباط بودند. این چارچوب تا انتفاضه اول در سال 1987 ادامه یافت اما پس از آن چنین نظام های عشایری فروپاشیده و این عشایر به جنبش های اجتماعی پیوستند و از این جنبش ها احزابی مانند فتح و جبهه دموکراتیک برآمدند بلکه عاملی شد تا جنبش مقاومت جدیدی بوجود آید که حماس نام داشت که در نهایت توانست بر غزه مسلط شود.

به رغم کاهش نفوذ این عشایر در جامعه غزه اما آنان توانستند بر بخش های بزرگی از اقتصاد غزه تسلط یابند و نقش تأثیرگذاری پس از عقب نشینی رژیم صهیونیستی از غزه در سال 2005 ایفا کنند و در آن هنگان در نبود تشکیلات خودگردان مناطق تقریبا خودمختاری را برای خود شکل دادند. اما در سال 2007 پس از تسلط حماس بر غزه، این جنبش پس از درگیری های سال 2008 با عشایر به توافق هایی با آنان رسید و برخی از آن ها به همکاری با حماس روی آوردند و برخی دیگر مانند عشیره الحلیس فاصله خود با حماس را حفظ نمودند.

2-نبود پایگاه اجتماعی برای عشایر: نفوذ حماس در جامعه غزه طی سال های گذشته در کاهش حضور عشایر محلی و نفوذ اجتماعی آن سهیم بوده است. بر اساس برآورد صهیونیست ها تعداد بزرگترین عشایر درون غزه مانند الدغموش، السنوار، الحله، الرضوان و المصری تقریبا 15 هزار تا 20 هزار نفر است و این تعداد در برابر دستگاه برورکراسی که حماس آن را در غزه اداره می کرد، محدود می باشد.

3-راه حلی موقت و غیر دائمی: احتمالا این راه حل بدون همراهی با روندی سیاسی جدی برای توقف جنگ باشد، به طوری که تشکیلات خودگردان بتواند جایگزین حماس و نهادهای بروکراتیک آن گردد و همزمان به فلسطینیان برای برپایی کشور مستقل خود امید دهد و به همین علت در سایه وجود نسلی که با مدیریت نزاع بدون وجود راه حلی دائمی موافق نیست، چنین سناریوهایی سست بوده و نمی توانند ادامه یابند.

تهران، خیابان انقلاب اسلامی، چهار راه ولیعصر(عج)

تماس: ۹۳۵۳۲۷۲۷۶۳
محورهای موضوعی
محیط شناسی روابط فرهنگی