محیط شناسی روابط فرهنگی

رهبری سوم جمهوری اسلامی ایران: آینده و تغییر تکاملی

شنبه ۱۴۰۳/۰۲/۲۲
نویسنده:

در حال حاضر، تمرکز بین‌المللی بر موضع تهاجم فزاینده ایران در خاورمیانه در پی حمله مستقیم و بی‌سابقه‌اش به اسرائیل در 13 آوریل است. با این حال، در حالی که تهران به سمت یک جنگ بزرگ بالقوه در منطقه می‌رود، وضعیت در جبهه داخلی این کشور چندان خوب نیست و…

در حال حاضر، تمرکز بین‌المللی بر موضع تهاجم فزاینده ایران در خاورمیانه در پی حمله مستقیم و بی‌سابقه‌اش به اسرائیل در 13 آوریل است. با این حال، در حالی که تهران به سمت یک جنگ بزرگ بالقوه در منطقه می‌رود، وضعیت در جبهه داخلی این کشور چندان خوب نیست و به سمت یک وضعیت بحرانی  پیش می‌رود. در طول 20 سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران روند تغییر رژیم تکاملی را تجربه کرده است. تلاش‌های جریان‌های سیاسی برای به دست آوردن کسب قدرت مجدد در قوه مجریه و مقننه، پیامدهای ناخواسته عمده‌ای را در قالب تشدید رقابت‌های درونی در میان طیف محافظه‌کاران داشته است. یکی از نتایج کلیدی این جنگ قدرت، ظهور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان قدرتمندترین نهاد در کشور است. این رقابت‌های سیاسی در تهران با نزدیک شدن جمهوری اسلامی به یک نقطه عطف کلیدی تشدید می‌شود و آن هم چیزی جز فوت آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران نیست که 35 سال از تاریخ 45 ساله حکومت جمهوری اسلامی را در قدرت بوده است؛ جانشین او احتمالاً به مراتب بیشتر وابسته به نیروهای مسلح است که بتواند بر ایران پس از خامنه ای تسلط پیدا کند.

این تغییرات به دموکراتیزه شدن سیاست ایران، آن گونه که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران امید دارند، حداقل در آینده قابل پیش بینی منجر نخواهد شد. در عوض، نیروهای مسلح از نهادهای جمهوری برای تثبیت برتری خود بر دولت استفاده خواهد کرد. اما با توجه به اینکه جمهوری اسلامی دو نیروی نظامی موازی دارد: سپاه و نیروهای مسلح عادی موسوم به ارتش، این یک مورد ساده برای برتری ارتش بر روحانیت نخواهد بود. این تغییر عظیم داخلی زمانی رخ می دهد که ایران به عنوان مهم ترین محرک ژئوپلیتیک در خاورمیانه و فراتر از آن، با توجه به تشدید درگیری با اسرائیل و ایالات متحده در بحبوحه جنگ جاری در غزه، ظاهر شده است. این به عنوان یک محدودیت کلیدی برای توانایی تهران در ارائه قدرت در محیط استراتژیک خود عمل خواهد کرد.

دولت بعدی ایالات متحده باید برای استفاده از این دگردیسی داخلی آماده باشد. واشنگتن به یک استراتژی جدید برای شکل دادن به رفتار یک سیاست  در نوسان ایران نیاز دارد - استراتژی که شیوه ای را در نظر بگیرد که احتمالاً توازن پیچیده داخلی قدرت در تهران تغییر خواهد کرد. سیاست خارجی تهران می‌تواند تا حدودی عمل‌گراتر شود، اما به شدت به دنبال منافع منطقه‌ای خود ادامه می‌دهد و بنابراین همچنان چالشی برای امنیت بین‌المللی است، به‌ویژه که با هیچ نیروی متقابل توانمندی در جهان عرب مواجه نیست. تحول جمهوری اسلامی احتمالاً مشابه جمهوری خلق چین در دهه 1970 خواهد بود، زیرا تهران، حتی با کمتر شدن ایدئولوژیک آن، همچنان یک معضل استراتژیک برای سیاست خارجی و منافع امنیت ملی ایالات متحده خواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران در طول چهار و نیم دهه حیات خود، چالش ژئوپلیتیکی بزرگی را برای ایالات متحده ایجاد کرده است. دولت های متوالی ایالات متحده بر تحریم ها به عنوان ابزاری برای مقابله با سیاست افراطی تکیه کرده اند. این تحریم ها در تحمیل محدودیت ها بر رژیم اسلام گرای شیعه مؤثر بوده است، اما رفتار آن را تعدیل نکرده است. دلیل اصلی این امر این بوده است که سیستم سیاسی پیچیده آن تا کنون کارآمد بوده و بنابراین تحت هیچ اجباری برای تغییر مسیر نبوده است. با این حال، در حال حاضر، رژیم تحت سلطه روحانیون با ناتوانی فزاینده در ایجاد تعادل بین سیاست خارجی قاطعانه و اجبارهای اقتصادی سیاسی داخلی خود در بن بست قرار دارد. حداقل برای یک دهه و نیم، تهران در گیرودار تغییر رژیم تکاملی بوده است، به طوری که ارتش تحت سلطه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تحت سلطه روحانیت به رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، به عنوان محرک آن است. نیرو در دولت به طور فزاینده جناح بندی شده است. جانشینی قریب الوقوع با توجه به سن بالا و سلامت ضعیف خامنه ای، لحظه ای حساس در این مسیر خواهد بود.

شکاف‌های درون‌محافظه‌کاران

جمهوری اسلامی در آغاز پس از انقلاب 1979، اختلافات داخلی را به بدنه سیاست خود وارد کرد. آیت‌الله روح‌الله خمینی، با نفوذترین رهبر قیام مردمی که رژیم سلطنتی را سرنگون کرد، حکومتی را تأسیس کرد که حکومت روحانیت را با مدل حکومت‌داری جمهوری‌خواهانه به سبک غربی پیوند زد. قدرتی بر حکومت‌داری روزانه داشت که توسط قوه مجریه به ریاست رئیس‌جمهور و قوه مقننه - هر دو منتخب مردم - بر عهده داشتند. آیت الله خمینی حدود یک دهه در رأس امور باقی ماند و در طی آن تلاش‌ها برای پی ریزی پایه های جمهوری اسلامی را رهبری کرد، در حالی که کشور درگیر جنگ ویرانگر هشت ساله با کشور همسایه عراق بود که جان یک میلیون ایرانی را گرفت و توان اقتصادی را نیز تضعیف کرد و میلیاردها دلار خسارت در این حوزه وارد کرد. محافظه کاری عملگرا  با فوت بنیانگذار جمهوری اسلامی در در ژوئن 1989 تنها زمانی است که دولت اسلامگرای شیعه شاهد گذار از یک رهبر به رهبر دیگر بوده؛ شکل گرفت. آیت الله خامنه‌ای که دو دوره رئیس‌جمهور (1981-1989) بود، جانشین آیت الله خمینی شد و نزدیک به 35 سال رهبری نظام جمهوری اسلامی را عهده‌دار بود.

در طول سه دهه و نیم گذشته؛ آیت الله خامنه ای به ویژه از طریق انتصاب روحانیون ، افسران نظامی و سیاستمداران، جای پای خود را در دولت‌ها محکم کرد. آیت الله خامنه‌ای در بحبوحه تنش‌های جدی بین سیاستمداران منتخب در مجلس و شورای نگهبان که نهادی 12 نفره متشکل از حقوقدانان و فقها، است را تاسیس نمود تا صلاحیت بررسی نامزدهای انتخاباتی برای مناصب دولتی و حق نظارت بر قانونگذاری را دارد. تا آن دسته از مصوبه‌های مجلس را که با شرع مخالف است و تو کند؛ این باعث ایجاد بن بست در نظام شد. راه حل  آیت الله خمینی در آن زمان ایجاد مجمع تشخیص مصلحت نظام در بهمن 1367 بود که برای میانجیگری بین قوه مقننه و شورای نگهبان طراحی شده بود.

کشمکش بین بخش‌های تئوکراتیک و جمهوری‌خواه به شدت استراتژی او را برای مدیریت جمهوری اسلامی شکل داد، و از آن زمان، آیت الله خامنه‌ای بی‌وقفه در تلاش است تا بین اجبارهای ایدئولوژیک و الزامات عمل‌گرایانه تعادل برقرار کند. به محاسبات نادرست، که همراه با پیامدهای ناخواسته، رژیم را به طور فزاینده ای در تضاد با خود قرار داده است. مدتها طول کشید تا آیت الله خامنه ای جایگاه خود را در مقام رهبری تثبیت کرد که خود مستلزم نهادینه شدن بود. این به رفسنجانی محافظه‌کار عمل‌گرا، که رئیس‌جمهور بعد از آیت الله خامنه‌ای شد، کمک کرد تا سیاست‌های لازم را برای مشارکت کشور در بازسازی پس از جنگ، دوره‌ای که مصادف با پایان جنگ سرد و جنگ 1991 به رهبری ایالات متحده علیه  دشمن سسابق ایران، عراق دنبال کند. در این راستا، آیت الله خامنه ای به شدت به سپاه تکیه کرد. این نهاد که سه ماه پس از تأسیس حکومت جمهوری اسلامی به عنوان یک نیروی امنیتی ایدئولوژیک برای حفظ نظام تأسیس شده بود، بخش عمد‌ه‌ای از دهه اول خود را معطوف به جنگ با عراق کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک نیروی اصلی در طول جنگ در دهه 1980 ظاهر شد و از تعداد نفرات جایگزین نیروهای مسلح عادی موسوم به ارتش شد. تقویت حزب الله  و توسعه روابط  با سوریه در طول جنگ ایران و عراق به سپاه کمک کرد، اعتبار خود را به عنوان یک نیروی نظامی جدی در سراسر منطقه برجسته کند. پایان جنگ ایران و عراق به سپاه اجازه داد تا به وظیفه اصلی خود بازگردد، یعنی ایفای نقش کلیدی در تحکیم جمهوری. ظهور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک مرکز قدرت در نظام سیاسی، تابع روحانیت، به‌ویژه رهبر معظم انقلاب

برچسب ها:
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، چهار راه ولیعصر(عج)

تماس: ۹۳۵۳۲۷۲۷۶۳
محورهای موضوعی
محیط شناسی روابط فرهنگی