محیط شناسی روابط فرهنگی

رهبری سوم جمهوری اسلامی ایران، سپاه و ارتش و محدودیت‌ها

سه شنبه ۱۴۰۳/۰۲/۲۵
نویسنده:

سپاه در حالی که نسبت به توافق هسته‌ای محتاط بود، دریافت که کمک مالی برای ثبات داخلی ایران حیاتی است و کاهش تنش ها با واشنگتن به تهران توانایی بیشتری برای تحکیم دستاوردهای بلندپروازانه سیاست خارجی که به دست آورده بود می دهد. سپاه نه یکپارچه است و نه متفرق…

سپاه در حالی که نسبت به توافق هسته‌ای محتاط بود، دریافت که کمک مالی برای ثبات داخلی ایران حیاتی است و کاهش تنش ها با واشنگتن به تهران توانایی بیشتری برای تحکیم دستاوردهای بلندپروازانه سیاست خارجی که به دست آورده بود می دهد. سپاه نه یکپارچه است و نه متفرق است. یک نهاد تئوکراتیک نیز نیست، و ماهیت فعالیت های آن، آن را برای ایجاد تعادل بین اندیشه ایدئولوژیک و رفتار عملگرا بازتر می کند. برخلاف نهادهای دینی که عمل حول ایدئولوژی مذهبی و سیاسی موجب محافظه کاری آن است. هدف روحانی توانمندسازی عناصری در داخل سپاه بود که توافق هسته‌ای را نه تهدید بلکه فرصتی برای جمهوری اسلامی می‌دانستند. تنها راهی که روحانی می‌توانست موفق شود این بود که ائتلاف گسترده‌ای از روحانیون و افسران حداقل به طور فعال با تفاهمی که او می‌خواست با ایالات متحده به دست آورد، مخالفت نکنند، اگرچه به طور ضمنی از این سیاست حمایت نکنند. او به‌عنوان یک روحانی خودش می‌دانست که چگونه در چشم‌انداز نهادهای دینی به آرامی حرکت کند، اما نهاد نظامی حوزه‌ای بود که او در آن اهرم‌های محدودی داشت، اگر عمل‌گرایان در نهاد نظامی بر جناح ایدئولوژیک‌تر چیره نمی‌شدند، تهران توافق هسته‌ای را امضا نمی‌کرد. در حالی که سپاه به طور کلی یک نیروی عمیقا ایدئولوژیک است، اما در صورت نیاز از عمل گرایی بی بهره نیست. قرابت ایدئولوژیک چیزی جز یکنواختی در میان فرماندهان و افسران سپاه است. تفاوت در استراتژی و تاکتیک ها از تصمیم سپاه پاسداران برای عدم مخالفت فعالانه با توافق هسته ای خبر می داد. بنابراین، لفاظی تند بخشی از نیروهای سپاه باید از تصمیمات سیاسی واقعی جدا تلقی شود. اغلب، گفتمان خصمانه ابزاری برای شکل‌دهی به مذاکرات درون‌سازمانی و آرام کردن پایگاه رادیکال است. همچنین غیرقابل تصور است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ایجاد مانع برای تلاش‌ها برای دستیابی به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، که از حمایت کامل مقام معظم رهبری برخوردار بود، ادامه دهد. برعکس، رهبری برای پیشبرد مذاکرات به عمل‌گرایان درون سپاه تکیه می‌کرد.

برخلاف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به‌عنوان یک نهاد نظامی ایدئولوژیک تأسیس شد، ارتش یک نیروی مسلح حرفه‌ای است که بیشتر سکولار و ملی‌گرای نظر می‌رسد تا اسلام‌گرا. ارتش تا حد زیادی از اخذ مواضع سیاسی و از دخالت در سیاست داخلی خودداری کرده است. با این اوصاف، به عنوان یک نیروی متعهد به دفاع ملی، نمی توان انتظار داشت که تحولات داخلی را که در بخش عمده ای از دهه گذشته در حال وقوع است، به طور نامحدود نادیده بگیرد، به ویژه اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سمت تسلط  بر سیاست حرکت کند. این امر مشروط به قدرت بخشیدن به ارتش از سوی رهبری خواهد بود. طبق قانون اساسی، مأموریت اصلی ارتش حفاظت از تمامیت کشور و مردم آن است و با توجه به جهت گیری کلی آن، می توان انتظار داشت که در صورت بروز هر گونه خطری برای دولت وارد معرکه شود. ارتش برای جلوگیری از هرج و مرج، که می تواند کشور را در برابر تهاجم خارجی آسیب پذیر کند، وارد درگیری خواهد شد.  تصمیم نظام در سال ۲۰۱۱ برای قدرت بخشیدن به ارتش برای ایجاد تعادل در برابر سپاه به عنوان یک سابقه برای ساختار سیاسی آتی در دوران پساجانشینی عمل می کند. صرف نظر از این، در زمانی که ایدئولوژی، آینده جمهوری اسلامی را تهدید می کند، نمی توان انتظار داشت که ارتش در حاشیه بنشیند، اگرچه باید راهی برای متعادل کردن نقش غیرسیاسی خود در قانون اساسی و نیاز به اِعمال سیاست از طریق شورای امنیت ملی بیابد. البته فرمانده کل ارتش و سپاه هم فرمانده کل قواست که هیچ نیرویی نمی تواند مواضعش را نادیده بگیرد. با این حال، ارتش می‌تواند بر او تأثیر بگذارد، به‌ویژه زمانی که رهبر - علیرغم ملاحظات خود - محتاطانه از دیپلماسی پیرامون توافق هسته‌ای حمایت کرد. ارتش با استفاده از ساختار فرماندهی مشترک موسوم به ستاد کل نیروهای مسلح، می‌تواند با عناصر همفکر سپاه همسو شود.

برچسب ها:
تهران، خیابان انقلاب اسلامی، چهار راه ولیعصر(عج)

تماس: ۹۳۵۳۲۷۲۷۶۳
محورهای موضوعی
محیط شناسی روابط فرهنگی